۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه

پوریم، ملکه استر و سابقه تاریخی دوستی ایرانیان و یهودی ها



داستان «پوریم» به دوران تاریخ ایران باستان و سلطنت خشایارشاه، فرزند داریوش کبیر بر امپراطوری ایران باز می گردد. در آن ایام، یکی از صدراعظم های خشایارشاه که دشمن یهودیان بود، تصمیم به نابودی همه آنها در سراسر قلمرو ایران باستان گرفت و اجازه این کار را از پادشاه دریافت داشت. ولی شهبانوی ایران، ملکه «استر» (ستاره) که یهودی بود، جلوی این جنایت عظیم را گرفت. یهودیان هر سال به مناسبت عید «پوریم»، یک روز را روزه می گیرند و سپس روز بعد به جشن می نشینند .

روایت ویکی پدیا از پوریم: پوریم (به عبری: פורים) نام یکی از اعیاد مذهبی در دین یهودیت است. در این جشن، یهودیان روزهای ۱۴ و ۱۵ آدار در تقویم عبری را جشن می‌گیرند. عید پوریم یادآور رابطه باستانی بین دو ملت ایران و 
یهود است.


 دانشوران سکولار، ریشه عید پوریم یهودیان را برگرفته از ریشه‌های تمدن ایران باستان یا تمدنهای باستانی میان رودان مانند عیلام و بابل می‌دانند.[۱] در روز پوریم، یهودیان هدایایی از کیک‌ها و شیرینی به دوستان و نیازمندان داده، سپس کتاب استر (در میشنا: «مگیلا» یا «طومار») را می‌خوانند.


 کتاب استر یکی از بخش‌های عهد عتیق و تنخ یهودی است و یهودیان ماجرای رهایی از توطئه بزرگ نسل‌کشی یهودیان در سرزمین‌های امپراتوری ایران را که در آن کتاب به آن اشاره شده را هرساله جشن می‌گیرند. جشن با صرف شیرینی سه‌گوشی را که با دانه‌های خشخاش، یا آلو پر شده ادامه می‌یابد. در برخی از کنیسه‌ها هنگام خواندن کتاب استر، سرودی با نوایی هماهنگ با حکایت کتاب نیز نواخته می‌شود، به جشن و خوشحالی پرداخته و هر باری که نام هامان برده می‌شود، فریاد کشیده و او را هو می‌کنند. [۲] در این جشن، کودکان و نوجوانان یهودی نقاب و لباس‌های رنگارنگ می‌پوشند و در اسرائیل، در مرکز شهرها، کارناوال شادی به راه می‌افتد.[۳] بر خلاف آنچه که این روزها جا افتاده است، جشن پوریم به جشن سیزده به در ایرانیان ربطی ندارد..... 

پوریم در تورات: استر دختری زیبا و یتیم و برادرزاده مردخای از خادمان دربار هخامنشی بود.استر به غیر از جمال نیکو، خصائل نیکوی فراوانی داشت و پس از آنکه اخشوروش (احتمالا منظور خشایارشاه) به دلیل اطاعت نکردن همسرش، وشتی او را از ملکه بودن خلع کرد و تصمیم گرفت زن دیگری را به عنوان ملکه خود برگزیند، به اطاعت از دستور مردخای، نژاد و دین خود را به پادشاه آشکار نساخت و به همسری اخشوروش، پادشاه شاهنشاهی ایران درآمد. بنا بر نوشته کتاب استر، وی بر ۱۲۷ ولایت از هند تا حبشه حکمرانی می‌کرد.


 از آنجا که مردخای مردی دین‌مدار بود، به ویژه به خاطر خصلت‌های نیکوی خود، مورد مشورت شاهنشاه هخامنشی قرار می‌گرفت. نخست‌وزیر دربار هخامنشی فردی اجنبی از نسل عمالق به نام هامان بود که بنابر تکبر، انتظار داشت همگان در برابرش سجده کنند و به خاک بیفتند. اما مردخای یهودی که می‌دانست سجده کردن در برابر هر فردی یا چیزی جز خدا، به منزله بت‌پرستی و شرک خواهد بود، حاضر نمی‌شد تا در برابر هامان سر سجده خم‌کند.[۸] از این رو هامان عمالقی کینه او را به دل گرفت و در صدد برآمد همه یهودیان ساکن در امپراطوری ایران را قتل‌عام کند و به نسل‌کشی یهودیان بپردازد. 




هامان نزد پادشاه چنین وانمود کرد که قوم یهود فرمان پادشاه را اطاعت نمی‌کنند و در میان اقوام و ملل شاهنشاهی ایران تفرقه و نفاق می‌افکنند تا حکومت را تغییر دهند.[۹]‌هامان فرستادگانی به تمام ولایات ایران فرستاد تا در روز ۱۳ آدار تمامی یهودیان از جوان و پیر و حتی کودکان کشته شوند.[۱۰] مردخای وقتی از فرمان هامان آگاهی یافت، از استر خواست که در نزد پادشاه برای یهودیان میانجی‌گری نماید. استر به مردخای پیغام فرستاد که تا زمانی که پادشاه او را نخواند، اگر به حیاط اندرونی شاه وارد شود، او را خواهند کشت و این‌که سی‌روز بود که پادشاه او را نخوانده بود.وقتی مردخای، استر را مطمئن ساخت که خود او نیز شامل فرمان می‌شود، تصمیم گرفت که خودش را بر پادشاه ظاهر سازد.[۱۲] استر و مردخای پادشاه را از نقشه‌های شوم هامان آگاه ساختند و توطئه‌های او را برملا کردند 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر